|
ملاقه قدرت و قدرت ملاقه!!
به اتفاق یکی از دوستان رفته بودم مغازه آش فروشی معروف نزدیک میدان انقلاب تهران تا برای خانه قدری آش بخرم. مغازه خیلی شلوغ بود و مشتری ها صف کشیده بودند. من و دوستم طبق معمول رفتیم و آخر صف ایستادیم. 20 دقیقه ای گذشت تا نوبت ما شد. کارگری که مسئول ظرف کردن آش برای مشتری ها بود، مشغول کارهای جنبی و فرعی بود. لذا به او تذکر دادم که من و دیگر مشتری ها معطل شما هستیم. کار ما را راه بینداز ،بعد به کارهای خودت بپرداز. او از اعتراض منطقی من ناراحت شد و روی دنده لج افتاد و با بی اعتنایی کامل همچنان به کارهای جنبی پرداخت.اصرار تند من و دوستم با صدای بلند بر لجاجت او افزود. در لحظه ای احساس کردم که او با زبان بی زبانی از من می خواهد که با پذیرش حقارت و توبه از صراحت، از او عذرخواهی کنم تا کار ما را راه بیندازد!! به دوستم گفتم: ببین این کارگر از بین همه ابزارهای قدرت فقط یک «ملاقه»!! دارد.او از همین ابزار نیز دارد زورگویی می کند. گویی دیکتاتوری و خودکامگی یک خوی و خصلت نهادینه شده در ذات ماست! برای اعمال خودکامگی لزوما نیاز به تاج و تخت و خدَم و حَشَم نیست. حتی با یک ملاقه هم می توان اعمال قدرت کرد. ما نه تنها با دیکتاتور،که با خوی دیکتاتوری باید مبارزه کنیم. این دیکتاتور ممکن است حتی من یا شما باشیم!! نقل از وب شفيعي مطهر
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۷ساعت 23:28  توسط sarafraz
|
|